محمد حسن سمسار
63
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
هم زير بار قبول اين عنوان نميرفتند و هر دو فرقهء مخالف از شهرت به اين صفت جدا بيزار بودند ، چه حضرت رسول قدريه را لعنت كرده و فرموده بود القدريته مجوس هذا الامة « 105 » . » عقايد معتزله را كه بسبب تعريف و تقرير توحيد و عدل به اهل توحيد و عدل مشهورند ، ميتوان به پنج بخش عمده تقسيم كرد : 1 - توحيد خداوند متعال « نه جسم است نه عرض و نه عنصر و نه جزء و نه جوهر « 106 » . » بلكه خالق آنهاست . خداوند را هيچگاه با حواس نميتوان دريافت . خارج از زمان و مكان و حد است و خالقى است لم يزلى . از نظر معتزله خداوند متعال قديم بوده و قدمت صفت مختص بذات اوست يعنى خداوند عالم بذات ، قادر بذات ، وحى بذات است . « * » 2 - عدل خداوند شر و فساد را دوست ندارد ، و از اين جمله برى است و افعال بندگان را خلق نميكند ، بلكه بقدرتى كه خداوند بايشان داده به آنچه به آن امر شده يا از آن نهى به عمل آمده مبادرت مينمايد « 107 » . »
--> برخوردار بودند قرار گرفت . طرفداران تقدير كه جبريه نيز ناميده ميشدند ، اعتقاد داشتند كه سرنوشت زندگى و اعمال و رفتار هر فرد از افراد آدمى پيشاپيش از سوى خداوند تعين گرديده است . اين عقيده اگرچه در امر جهاد سبب ميشد كه جنگاوران مسلمان با هر خطرى روبرو گردند و با تلقين به خود كه مرگ و زندگى آنها قبلا مقدر شده و خود آنها در تعين آن سهمى ندارند با بىباكى و جسارت بسيار بجنگند ، اما از سوئى خلفاى اموى نيز از آن سوء استفاده ميكردند و بعنوان آنكه خلافت آنها مقدر بوده بر مردم حكومت ميكردند . ( 105 ) - خاندان نوبختى ص 33 . ( 106 ) - خاندان نوبختى ص 35 . ( 107 ) - خاندان نوبختى ص 36 - 107 . ( * ) - الملل و النحل - ص 33 .